پیش به سوی ورناشکستگی

پیش به سوی ورناشکستگی

پیش به سوی ورناشتکستگی

ورشکستگی یکی از مهم ترین دلایل شکست کسب وکارها  است.

در این مقاله به این موضوع می پردازم که چه اقداماتی باعث ورشکستی یک کار آفرین می شود.

در ابتدا نیاز است که ورشکستگی را تعریف کنم

هر وقت بدهی های ما بیشتر از دارائی هایمان باشد ما ورشکسته محسوب می شویم.

فرض کنید ما به عنوان یک کارآفرین کسب وکاری را راه اندازی کرده ایم.به دلایل مختلفی به افراد مختلفی بدهکار شده ایم و در عین حال از افرادی هم طلبکار هستیم. در ضمن شرکت و یا کسب وکار ما دارائیهای دیگری هم مثل زمین، ماشین آلات،کامپیوتر و…. دارد.

ورشکسته بدهکار

در نظر بگیرید که ما ۱۰۰میلیون تومان از مشتریان و همکاران خود طلب داریم و در عین حال ۳۰۰میلیون تومان هم به افراد مختلف بدهکار هستیم. دارائی های موجود در شرکت هم نهایتا ۵۰ میلیون تومان برآورد می شود.خب در این حالت ما بطور قطع ورشکسته هستیم.

اگر چه برای ورشکستگی هم راه حل هایی وجود دارد که می توان مشکلش را حل کرد. قطعا هر چقدر فاصله بین بدهی ها و طلب های ما کمتر باشد، پر کردن این خلا راحت تر است.

اما در این مقاله بیشتر قصد دارم به نکاتی بپردازم که اگر آن ها را انجام بدهیم، هرگز دچار ورشکستگی نخواهیم شد.

۱-تسلط بر حساب ها و کتاب ها:

یکی از مهم ترین دلایلی که باعث می شود کاسب ها و کار آفرینان دچار ورشکستگی شوند، این است که هیچ احاطه ای بر حساب ها و کتاب های خود ندارند. بارها با افرادی در بازار مواجه شده ام که بطور دقیق نمی دانسته اند که چه میزان و از چه مشتری طلب دارند و یا به چه میزان به افراد دیگر بدهکار هستند.اگر امکان مدیریت حساب و کتاب های خود را بصورت کامپیوتری و یا نرم افزاری ندارید، می توانید آن ها را در یک دفترچه یاد داشت کنید.

یکی از افرادی که بارها از او درس های کاسبی یاد گرفتم، یک وارد کننده سنتی لوازم و یراق آلات لوله کشی بود.متد کاری او به این شکل است که هرگاه از کسی چکی دریافت می کند، روی تقویم خود تاریخ چک را به اسم او مشخص می کند. این باعث می شود هر روز که به محل کار می آید و تقویم خود را باز می کند بداند امروز چک کدام مشتری را باید به بانک ببرد. او برای چک هایی که خودش هم صادر کرده همین روش را پیاده سازی می کند، بنابراین امکان ندارد که ذره ای خطا در سیستم مدیریت حساب و کتاب های او ایجاد شود.

اگر به دانش مدیریت مالی مسلط نشوید، یقین بدانید که در بازار و کسب وکار دوام چندانی نخواهید آورد.

۲-نقدفروشی:

بازاری ها اصطلاحی دارند به نام “چک سوخته”. هر سال تعداد زیادی چک در دست هر بازاری وجود دارد که قابل وصول شدن نیست.آن ها به این نوع چک ها سوخته می گویند.

به عنوان کسی که سال های سال با سازندگان ساختمانی کار کرده ام، به ندرت پیش آمده که از سازنده ای چک دریافت کرده باشم(چیزی که در بازار رقبای ما بسیار عرف بوده وهست).همین باعث شده که همیشه با خیال راحت کسب وکار خود را اداره کنم.

اگرچه که بحران دلار باعث شد که خیلی از کسب وکارها به سمت خرید و فروش نقدی بروند، اما اگر حتی این بحران ها هم کنار گذاشته شود، عقلانی تر این است که فقط نقد بفروشیم. اگر فکر می کنید که در کسب وکار شما این امکان وجود ندارد، بدانید سخت در اشتباهید.

۳-اعتبار دهی به مشتریان:

خیلی از مشتریان در ابتدا اینگونه عمل می کنند که دفعات اولیه خرید خود را نقدی انجام می دهند تا در ذهن شما اعتمادسازی ایجاد شود، اما به محض اینکه این اعتماد ایجاد شد یک خرید سنگین می کنند و بدون آن که وجهی به شما پرداخت کنند، مجبور هستید که حالا حالا ها دنبال او بگردید.

توصیه می کنم که به هچ عنوان اسیر این بازی نشوید، یعنی حتی اگر می خواهید که اعتباری بفروشید، یک سقف کامل برای مشتریانتان در نظر بگیرید. مثلا بگوئید من به آقای احمدی تا سقف دو میلیون تومان اعتباری می فروشم. به این روش، هیچ وقت دچار استرس نخواهید شد. یا اگر آن فرد مورد نظر از اعتماد شما سو استفاده کرد، این باعث ورشکستگی شما نشود.

 

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۵

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *