خائنان به میهن-قسمت دوم

خائنان به میهن-قسمت دوم

خائنین به میهن-قسمت دوم

قرعه کشی و ایجاد علاقه در مردم برای شرکت در قرعه کشی های مختلف، خیانت جدیدی است که هر روز داره بیشتر از بیش به میهن عزیزمون خیانت کنه!

این روزا کافیه یه نگاه به تبلیغات تلویزیونی بندازین.بیشتر کسب وکارها دارن شما رو به شرکت در قرعه کشی ترغیب می کنند!

قاعده تبلیغات چیست؟

قاعده مهمی برای تبلیغات وجود داره. وقتی شما میخواین کالا یا خدمتی رو تبلیغ کنید! باید به مزیت های محصول یا خدمتتون بپردازید:

مثال می زنم:

میگن خودروی ولو، ایمنی ش در مقایسه با ماشین های دیگه خیلی بیشتره.

یا مثلا روغن های خوراکی که میزان چربیشون کمتر از رقباش هست.

یا مثلا ما در شرکت آسانسور لیفتاپارس میگیم، در کمترین زمان ممکن خرابی آسانسور شما رو برطرف می کنیم.

در تمام اصول مدیریت، مهم ترین ویژگی تبلیغات اینه که در مشتریان و مخاطبان انگیزه ایجاد کنیم تا اون ها ترغیب بشن به خرید.

یعنی مشتری باید به این نتیجه برسه که با پولی که برای خرید محصول یا خدمات ما پرداخت میکنه!در مقابل پولی که پرداخت میکنه کلی منفعت نصیبش میشه.

تبلیغات در ایران داره به کدوم سمت میره؟

خب حالا می خوام تبلیغات تلویزیونی ایرانی رو با هم تحلیل کنیم. البته فقط تبیلغات تلویزیونی منظورم نیست! تبلیغات بیلبردی، تبلیغات دیجیتال و انواع تبلیغات دیگر هم از این قاعده که در ادامه توضیح میدم مسثنی نیستن.

ایجاد انگیزه با شرکت در قرعه کشی، انگار تنها راهکار شرکت های بزرگ و کوچیک برای ترغیب مشتریها در خرید کردنه!

بیشتر برندهای ایرانی و بزرگان کسب وکار ایرانی، امروز به این نتیجه رسیده اند که برای بالابردن انگیزه مردم در جهت استفاده از خدمات و محصولات، سریع ترین راهکار برگزاری یک سری قرعه کشی و دادن جوایز بزرگ است.

در گذشته شاهد این بودیم که بانک ها از این روش استفاده و مردم را برای سپرده و سرمایه گذاری در بانک مربوط می کردند و احتمالن هر بانکی که جوایز بزرگتری در نظر میگرفت، در جذب مشتریان موفق تر بود!!

بماند که حداقل در گذشته خیلی شک و شبهه در مورد پرداخت این جوایز وجود داشت، اما مهم بود که این نوع ایجاد انگیزه بیشتر مربوط به بانک ها بود.

 

ایجاد کسب وکارهای جدید بر پایه قرعه کشی

اما داستان غم انگیز ماجرا این است که امروز شاهد این هستیم که نه تنها بیشتر کسب وکارها در حال استفاده از این روش ها هستند، بلکه خیلی از کسب وکارهای جدید تنها بر مبنای قرعه کشی دارند شروع به کار می کنند. یعنی مخاطب گمان می کند که این نوع کسب وکارها فقط دارن به من جایزه میدن.

Vas یا همان ارزش افزوده چیست؟

خدمت های مبتنی بر ارزش افزوده که اصطلاحی در صنعت تلفن همراه است، اینگونه شکل گرفته است که به مخاطب یک ارزش جدید اضافه کند. ولی با تمام وجود و ناراحتی باید بگم که این روزها این سرویس ها ماهیت خود را از دست دادن و به کارزاری برای قرعه کشی های مختلف تبدیل شده.

تحقیقات در مورد قرعه کشی چه می گویند:

در کشور آمریکا تحقیقات گسترده ای صورت گرفته و مشخص شده که بیشتر برندگان قرعه کشی ظرف کمتر از ۵ سال تمام مبلغ قرعه کشی رو از دست میدن! میدونین چرا؟

چون ذهنشون آماده دریافت اون مبلغ نبوده و از طرفی هیچ زحمتی بابت رسیدن به اون مبلغ نکشیدن! بنابراین در کمترین زمان ممکن تمام اون مبلغ رو از دست میدن!

شک ندارم که در ایران، این درصد از بقیه نقاط دنیا هم بیشتر خواهد بود!

یک بار با آقایی که ۱۰۰میلیون تومان در یک قرعه کشی برنده شده بود، مصاحبه کردن و از او در مورد نحوه هزینه کرد این مبلغ سئوال کردند! اون فرد سریع شروع به توضیح کرد که ۲۰ میلیون تومن به فردی بدهکارم که باید اون رو بپردازم و بعد ظرف سی ثانیه بطور ذهنی کل مبلغ رو خرج کرد.

دریغ از برنامه ای برای سرمایه گذاری! اصن سرمایه گذاری هیچ. من میگم تو برنامه ای برای رشد این پول نداری، قبول! اما لااقل سعی کن پول رو حفظ کنی!

دریافت قرض بدون برنامه برای بازگرداندن

وقتی کسی ۲۰ میلیون تومن پول از فرد دیگری قرض می گیرد، حتمن باید برنامه ای برای بازگرداندن آن پول داشته باشه! مگه میشه به امید خدا و برنده شدن در قرعه کشی موند.

اگه شما در قرعه کشی برنده نمی شدید، چه اتفاقی می افتاد؟ چطور اون ۲۰ میلیون تومن پول رو بر می گردوندین!؟

اون پول برای شما است و مختارید در نحوه خرج کردنش!!

ولی باور کنید این روش، روش نابغه ها نیست.

کلام آخر

من با تمام وجودم از این موضوع ناراحت و البته نگران این شیوع قارچی قرعه کشی ها هستم.

ولی به عنوان یک معلم از شما می خوام که نه به این قرعه کشی ها دل ببندید، و نه دنبال به پول رسیدن از طریق شانس و اقبال باشید.

پول زیاد تنها در سایه تلاش زیاد به دست میاد.

شانس هم نصیب کسانی میشه که بیشتر از بقیه تلاش کرده اند.

با افتخار اعلام می کنم که در دوره نبوغ مالی، چیزی به عنوان شانس و اقبال به شما درس داده نمی شه. اون چه من آموزش میدم، درست و اصولی تلاش کردنه.

راستی قسمت اول این برنامه رو که مربوط به شرکت های هرمی بود، حتمن ببینید.

دوست دار شما

مجید رشیدی

اگر می‌خواهید از آخرین و محبوب‌ترین مقالات ما در ایمیل خود مطلع شوید، همین الان ایمیل خود را در کادر زیر وارد کنید

تعداد علاقه‌مندانی که تاکنون عضو خبرنامه ما شده‌اند

۵

مقاله های مرتبط :

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *